خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود رابه یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را
۲
نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گلبه دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را
۳
چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانمکه گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را
۴
گر این وضع است میترسم که با چندین وفاداریشود لازم که پیشت وانمایم بیوفا خود را
صفحهٔ ۱ از ۲