خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز راچون قد خود بلند کن پایهٔ قدر ناز را
۲
عشوه پرست من بیا، می زده مست و کف زنانحسن تو پرده گو بدر پردگیان راز را
۳
عرض فروغ چون دهد مشعلهٔ جمال توقصه به کوتهی کشد شمع زبان دراز را
۴
آن مژه کشت عالمی تا به کرشمه نصب شدوای اگر عمل دهی چشم کرشمه ساز را
صفحهٔ ۱ از ۲