خلوتی با صابر همدانی
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل ز قید هستی، آزاد بود بایددر فقر و تنگدستی، دلشاد بود باید
۲
هستی گرت تمناست رو نیستی طلب کنخواهی وصال شیرین، فرهاد بود باید
۳
باید ز دامن دل، گرد تعلق افشاندباری در این گذرگه، چون باد بود باید
۴
پای طلب فرو کوب تا پی بری بمقصدهست آرزوی صیدت، صیاد بود باید
صفحهٔ ۱ از ۲