خلوتی با صابر همدانی
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی سبب نیست که تنگ است دل غافل مندستبردی زده آن غنچه دهان بر دل من
۲
زلفش از کارم اگر عقده گشائی نکندمن بر آنم که کسی حل نکند مشکل من
۳
شرح خون جگر و داغ دلم خواهد دادآن گل لاله که روید پس مرگ از گل من
۴
دست و پا حیف نکردم ز پی کشتن نفسپیشتر زآن که شود نفس دغل قاتل من
صفحهٔ ۱ از ۳