خلوتی با صابر همدانی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صلح در هر جا نهد پا، میرود جنگ از میاننام هر جا حکمفرما شد، رود ننگ از میان
۲
هرکجا سنگیندلی باشد، دلی نبود درستعمر چندین شیشه برخیزد به یک سنگ از میان
۳
نفس، کم کم رهزن دینت شود، او را بکشدزد، خرمن را برد یک چنگ یک چنگ از میان
۴
گر تو در غفلت نباشی، کی شوی مغلوب نفس؟میش غافل را برد گرگ قوی چنگ از میان
صفحهٔ ۱ از ۳