خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنجیده ی یاران ز دوران گله دارمآزرده ی خارم ز گلستان گله دارم
۲
با زاغ و زغن هم قفسم کرده زمانهاز صحبت ناجنس به چندان گله دارم
۳
چشم تو مرا کشت چو با ابرو و مژگاناین تیر و کمان چیست ز ترکان گله دارم
۴
مطلوب من آن خال سیاه لب تو استحاشا که من از چشمه ی حیوان گله دارم
صفحهٔ ۱ از ۳