خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه رادادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را
۲
پیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر استپر به ما منمای زاهد خرقهٔ پشمینه را
۳
گنج صبری بیش ازین در دل به قدر خویش بودلشکر غم کرد غارت نقد این گنجینه را
۴
روز مردن درد دل بر خاک میسازم رقمچون کنم کس نیست تا گویم غم دیرینه را
صفحهٔ ۱ از ۲