خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ماما را ز درد کشته و غافل ز درد ما
۲
از تیغ بی ملاحظهٔ آه ما بترساولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما
۳
در آه ما نهفته خزان و بهار حسنتأثیرهاست با نفس گرم و سرد ما
۴
رخش اینچنین متاز که پیش از تو دیگریکردست اینچنین و ندیدست گرد ما
صفحهٔ ۱ از ۲