خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار استگر بهظاهر سخنش نیست سخن بسیار است
۲
فرصتِ دیدنِ گل آه که بسیار کم استو آرزوی دلِ مرغانِ چمن بسیار است
۳
دلِ من در هوسِ سروِ سمن رخساری ستورنه بر طرفِ چمن سرو و سمن بسیار است
۴
یار ساقی شد و صد توبه به یک حیله شکستحیلهانگیزیِ آن عهدشکن بسیار است
صفحهٔ ۱ از ۲