خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وداع جان و تنم استماع رفتن تستمرو که گر بروی خون من به گردن تست
۲
زمانه دامنت از دست ما برون مکنادخدای را نروی دست ما و دامن تست
۳
به کشوری که کس از دوستی نشان ندهدمرو مرو که نه جای تو ، جای دشمن تست
۴
نشین و بال برافشان که هر کجا مرغیستوطن گذاشته ، در آرزوی گلشن تست
صفحهٔ ۱ از ۲