شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ستهر مصرِ دل که هست به فرمانِ حسنِ تو ست
۲
بسیار سر به کنگرهٔ عشق بسته‌اندآنجا که طاق‌بندیِ ایوانِ حسنِ تو ست
۳
فرمان ناز ده که در اقصای ملک عشقپروانه‌ای که هست ز دیوانِ حسنِ تو ست
۴
زنجیرِ غم به گردنِ جان می‌نهد هنوزآن موی‌ها که سلسله‌جنبانِ حسنِ تو ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth