خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینستیک روز تحمل نکنم طاقتم اینست
۲
بر خنجر الماس نهادم ز تو پهلوآسوده دلا بین که ز تو راحتم اینست
۳
جایی که بود خاک به سد عزت سرمهبیقدر تر از خاک رهم، عزتم اینست
۴
با خاک من آمیخته خونابهٔ حسرتزین آب سرشتند مرا ، طینتم اینست
صفحهٔ ۱ از ۲