شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوی کرده و نشانده بر آتش گلاب راآه این چه آتش است که می‌سوزد آب را
۲
از دیدن تو دیده فرو بسته‌ام ولیدل در کمین نشسته هزار اضطراب را
۳
سیراب میتوان شدن اکنون که تیغ توقیمت به خون تشنه رساندست آب را
۴
گفتی که روی خوب چو دیدی ندیده کننادیده کس چه‌گونه کند آفتاب را!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth