شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخن از خود رود چون گرد سر گردد زبانش راتبسّم آب می‌گردد چو می‌بوسد دهانش را
۲
چنان سر داده رخش جلوه در میدان بی‌باکیکه نتواند گرفتن دست تمکین هم‌‌عنانش را
۳
چو مویی گشته‌ام باریک و با این ناتوانی‌هابه صد دقّت تصوّر می‌کنم موی میانش را
۴
بدان نیّت که یابم فرصت یک سجده بر خاکشهزاران بوسه بر لب نذر دارم آستانش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth