خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کردند پردة رخ دلدار شیشه راافتاده است کار و عجب کار شیشه را
۲
ساقی به ناز خویش که مگذار شیشه راهمچون دل شکسته به دست آر شیشه را
۳
دیگر نماند منّت پروای ساقیمپر کردهام ز بوی می این بار شیشه را
۴
این تلخ باده به که به یکبار درکشیمخود را گران کنیم و سبکبار شیشه را
صفحهٔ ۱ از ۱