خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گریه خلاصی نبود چشم ترم راکردند بحل بر مژه خون جگرم را
۲
شمشیر تو از جیب برآورد سرم رادام تو به پرواز درآورد پرم را
۳
پرواز هوایش نه باندازة بالستبیچارگی از بهر همین کند پرم را
۴
ادراک کمالات تو بر طاق بلندستکوته نفکندند کمند نظرم را
صفحهٔ ۱ از ۲