شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اسیر جلوهٔ هر حسن عشقبازی هستمیان هر دو حقیقت نیاز و نازی هست
۲
ز هر دری که نهد حسن پای ناز برونبر آستانهٔ آن در سر نیازی هست
۳
اگر مکلف عشقی سر نیاز بنهکه هر که هست به کیش خودش نمازی هست
۴
چو نیک درنگری عشق ما مجازی نیستحقیقتی پس هر پردهٔ مجازی هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth