شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشتتواضعی که به ابرو کنند، کرد و گذشت
۲
نوازشم به جواب سلام اگر چه ندادتبسمی ز لب نوشخند کرد و گذشت
۳
به جذبهٔ نگهی کز پیش کشان می‌بردچه صیدها که اسیر کمند کرد و گذشت
۴
کرشمه‌ای که جنون آورد تعقل آنبلای دانش صد هوشمند کرد و گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth