خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازستبه چشم من همه اوضاع دهر ناسازست
۲
به بزم دوست مرا ناله شادیانة اوستبلی فغان نی از بهر دیگران سازست
۳
ز هر چه غیر تو عمریست بینیاز شدیمبه ما هنوز نگاه تو بر سر نازست
۴
جراحت تو نهان در میان جان دارمکه زخمهای تو از زخمِ غیر ممتازست
صفحهٔ ۱ از ۲