شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناز آتش، غمزه آتش، خویِ سرکش آتش استپای تا سر آتش است آن مه ولی خوش آتش است
۲
آن شکارافکن دگر آتش به صحرا می‌زندبرز بر خود آتش و در زیرش ابرش آتش است
۳
مرغ تیرش بال و پر ترسم بسوزد از غضبتا نگاهش بر کمان افتاده ترکش آتش است
۴
کم بود آشفتگان را یک نفس بی‌هم قرارحسرت زلف تو در جان مشوّش آتش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth