خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار دلم در شکنج زلف تو تنگ استهمچو مسلمان که در دیار فرنگ است
۲
در ره عشقت ز طعنه باک ندارداین دل چون شیشه آزمودة سنگ است
۳
آن طرف کام نیست غیر ندامتچیدم و دیدم گل امید دو رنگ است
۴
حال دل سادهلوح با تو بگویمچهرة آیینه را ببین که چه رنگ است
صفحهٔ ۱ از ۲