خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل استسپند جان ما را کرده در آتش که این خال است
۲
چو برطرف رخ او زلف را دیدم یقین کردمکه روز وصل را شام فراقی هم به دنبال است
۳
طریق دل خطرناک است زین جا سرسری مگذردرین ره کمتر از زال است اگر خود رستم زال است
۴
ز نقش غم دل آسوده در عالم نمیبینمچو نیکو بنگری آیینه هم در زنگ تمثال است
صفحهٔ ۱ از ۲