خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نسیمم در ره عشق تو نقش پا گم استدر سر کوی تو همچون قطره در دریا گم است
۲
از که حیرانم؟ که پرسد کس سراغ خویش رادر سر کویی که هر کس میشود پیدا گم است!
۳
ای که فردای قیامت وعده کردی وصل خویشروزگار عاشقان را در میان فردا گم است
۴
حسرت قدش نگنجد در بغل خمیازه راآنکه در یک جلوهاش عالم ز سر تا پا گم است
صفحهٔ ۱ از ۳