خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مو به موئیم دل و بهر غم یار کم استهمه تن دیده شدیم و پی دیدار کم است
۲
یک جهان شکوه و یک روز قیامت چه کنم؟حرف بسیار و مرا فرصت گفتار کم است
۳
با چنین قامت و رفتار که من میبینمحسرت دور و درازم کم و بسیار کم است
۴
دل همه خون شد و داد مژه از گریه ندادوه که دریا بَرِ این دجلة خونخوار کم است
صفحهٔ ۱ از ۴