خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه جگر ماست که آتش شرر اوستمژگان تر ماست که صد ابر تر اوست
۲
زلف تو که چون راهزنان گوشه گرفتستهر فتنه که در شهر شود زیر سر اوست
۳
بلبل به قفس داشتن امروز روا نیستصد گل به چمن گوش بر آواز پر اوست
۴
آن بت که نه در دارد و نه خانه کدامست؟کاین نالة بیچارة ما دربدر اوست
صفحهٔ ۱ از ۲