خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به رخسار تو زلف مشکفام افتاده استمن که باشم! آفتاب اینجا به دام افتاده است
۲
خم به خم زلف دراز و چین به چین ابروی نازهر کجا دل میرود صد حلقه دام افتاده است
۳
ای که نام نیک داری آرزو در کوی عشقرو که تشت آفتاب اینجا ز بام افتاده است
۴
گو خرد سررشتة تدبیرها بر هم متابکار و بار بیقراران از نظام افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲