شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی استگر نگه رد شد ز من تیر تغافل در پی است
۲
بهره‌ای گلچین ازین گل‌ها که چیدی کی بریهر یکی را صد هزاران چشم بلبل در پی است
۳
یا سر زلف تو، یا بیداد گردون، یا رقیبهر کجا رفتم مرا دست تطاول در پی است
۴
یار می‌آید خرامان و رقیبش پیش پیشجای رنجش نیست یاران خار را گل در پی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth