خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز زلف تو ما را سر سودای دگر نیستسر رشتة ما از سر زلف تو به در نیست
۲
از جنبش ابروی تو خورشید هراسدجایی که تو شمشیر کشی جای سپر نیست
۳
از روی بتان آینه را نقش نشستهستاین یاری اقبال بود کار هنر نیست
۴
چیزی که غبار از دل پردرد ربایددر خطّة تقدیر به جز گرد سفر نیست
صفحهٔ ۱ از ۲