خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هجران رفیقِ بختِ زبونِ کسی مبادخصمی چنین دلیر به خونِ کسی مباد
۲
یارب حریفِ گرمکنی همچو آرزوگرم اختلاطِ داغِ درونِ کسی مباد
۳
این شعلههای ظاهر و باطن گدازِ هجرپیراهنِ درون و برونِ کسی مباد
۴
آن گریههای شوق که غلتید کوه از اوسیلِ بنای صبر و سکونِ کسی مباد
صفحهٔ ۱ از ۲