خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ابد دولت نواب ولی سلطان بادملکت سرمدیش نامزد فرمان باد
۲
آن عصایی که شکست سر قیصر با اوستپیش قصرت به سر دست کمین دربان باد
۳
دشمنت راکه برو حبس مبست حیاتچین ابروی اجل قفل در زندان باد
۴
رفعت آن جامه که آرد به قد قدر تو راستطوق جیب فلکش دایرهٔ دامان باد
صفحهٔ ۱ از ۲