خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشتکس به غیر از ساغر می لب ز لعلت تر نداشت
۲
در ادای درد دل، چندان که امشب پیش یارهمچو اشک از پوست بیرون آمدم باور نداشت
۳
کشت آخر آسمان ما را به صد افسردگیآتشِ ما را نگه این مشت خاکستر نداشت
۴
در ره امید او چون گرد ننشستم به خاککز رهم از باد دامان تغافل برنداشت
صفحهٔ ۱ از ۲