خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشتهر کس که پا نهاد در آن فکر سر نداشت
۲
غیرت برم به صورت آیینه کانچنانمحو رخ تو بود که چشم از تو برنداشت
۳
ما را هوای دوست به فکر جنون فکندسودای عشق بود و علاج دگر نداشت
۴
هر چند گرد عرصهٔ گردون برآمدیماین شهربند آینه راهی به در نداشت
صفحهٔ ۱ از ۲