شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غمت به سینه مرا جای مدّعا نگذاشتبه حسرت دگرم حسرت تو وانگذاشت
۲
نداشتم سر و برگ کرشمه‌های طبیبخوشم که عشق تو درد مرا دوا نگذاشت
۳
گلی به سر نزدم هرگز از وصال تو لیکره تو حسرت خاری مرا به پا نگذاشت
۴
ز درد دل گرة شکوة تو چون تبخالهزار ره به لب آوردم و حیا نگذاشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth