خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوی از جبین مریز که قدر گلاب رفتگرمی مکن که رنگ رخ آفتاب رفت
۲
صد بار سر ز خواب برآورد بخت و بازپنداشت روز من شب و دیگر به خواب رفت
۳
بر شعلة فسردة من گرد غم نشستوز گوهر شکستة من آب و تاب رفت
۴
بوی دل حزین به مشام فلک رسانددودی که بر سر از جگر این کباب رفت
صفحهٔ ۱ از ۲