خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر رفت و داغ عشق بتان از سرم نرفتتن خاک گشت و خلعت غم از برم نرفت
۲
از داغ دل سیاهی دیرینه برنخاستاین تیرگی ز ناصیة اخترم نرفت
۳
چون تیغ کار کرده که افتد ز آب و تابآبم تمام رفت ولی جوهرم نرفت
۴
در موجخیز لجّة عشق تو بارهاکشتیِّ دل شکسته شد و لنگرم نرفت
صفحهٔ ۱ از ۲