خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کردآب را آتش زد و آینه را گلزار کرد
۲
مژده چشمِ دل براهِ مصرِ خواهش را که بازاینک آن آشوب کنعان روی در بازار کرد
۳
عمرها آسوده بودم در شکر خواب عدمفتنة چشم تو زین خواب خوشم بیدار کرد
۴
چون تل خاکستری کاید به پیش راه سیلگریة من آسمان را با زمین هموار کرد
صفحهٔ ۱ از ۳