خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نماز شام چنان نشئة میش گل کردکه آفتاب ز بدمستیش تنزل کرد
۲
نسیم زلف تو زد بر دماغ او هر گاهصبا به عهد تو میل شمیم سنبل کرد
۳
مگر به باغ تو بودی که امشب از بلبلگل دریده دهن صد سخن تحمل کرد؟
۴
سری ز سرّ دهانش برون نبرد آخردلم چو غنچه درین نکته بس تأمّل کرد
صفحهٔ ۱ از ۲