خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کردآن خم که در آن بود دلم باز به خم کرد
۲
هر تار سر زلف تو ماوای دلی بودمشّاطه برین سلسله بسیار ستم کرد
۳
قربانی مژگان تو گردم که به یک تازتسخیر جهان بیمدد تیغ و علم کرد
۴
تا لذّت تیغ تو چشیدست، دلم رارحمست بر آن صید که از دام تو رم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲