خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شدنشکست عهد دشمن تا استوار هم شد
۲
مردیم و از سر ما بخت سیه نشد دوروه کاین چراغ مرده شمع مزار هم شد
۳
از آه سرد بلبل فصل خزان گلشندی سرد گشت هر جا، کار بهار هم شد
۴
در عقدهریزی بخت پر دست و پا زدم لیککاری نیامد از دست دستم ز کار هم شد
صفحهٔ ۱ از ۲