شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی دیدمش که قصد دل زار من نکردننشست با رقیبی و آزار من نکرد
۲
یک شمه کار در فن ناز و کرشمه نیستکز یک نگاه چشم تو در کار من نکرد
۳
گفتم مرنج و گوش کن از من حکایتیرنجش نمود و گوش به گفتار من نکرد
۴
خندان نشست و شمع شبستان غیر شدرحمی به گریه‌های شب تار من نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth