خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه کردم داد از آن بت قوّت دادم نماندآنقدر فریاد ازو کردم که فریادم نماند
۲
هر چه جز یاد دهان او فراموش منستبسکه یاد هیچ کردم هیچ در یادم نماند
۳
گریهام در آب راند و ناله در آتش نشاندلاجرم جز مشت خاکی در کف بادم نماند
۴
غصّه را شیرین خود کردم بلا را بیستونحسرتی بر خسرو و رشکی به فرهادم نماند
صفحهٔ ۱ از ۲