خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۳۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیدلان دور از لبش چون جام گلگون میخورندچون به یاد آرند آن لب ساغر خون میخورند
۲
راضی از فرهاد شیرینش به جوی شیر بودوای کاین شیرین لبان در عهد ما خون میخورند
۳
دودمان عشق از هم کم فراموشی کنندبیدلان تا حشر خون بر یاد مجنون میخورند
۴
حیف واقف نیستی کاشفتگان شوق دوستساغر لبریز زهر غصّه را چون میخورند
صفحهٔ ۱ از ۲