خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل مست خواب غفلت و، کس نیست بیدارش کندنیشی سیه مارِ اجل ترسم که در کارش کند
۲
راهی است ناهموار و من با پای چوبی گام زنسیل سرشک کوهکن خواهم که هموارش کند
۳
فرهاد مسکین را به جان باری است کوه بیکرانهم تیشه زین بار گران شاید سبکبارش کند
۴
ای سینه تا کی روز و شب سوزی نفس در تاب و تباین دل که او دارد عجب کاین نالهها کارش کند
صفحهٔ ۱ از ۲