خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهدپیچد چو زلف دست به رخسار او نهد
۲
ترسم درازدستی آن زلف خیره راآخر مباد سلسله در پای او نهد!
۳
آخر به کام خال شدی، صد هزار حیفبا هندویی برای چه کس رو به رو نهد!
۴
تبخاله میزند لب ساغر هزار جایلب بر لب شراب گر آن تندخو نهد
صفحهٔ ۱ از ۲