خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد میآیدبه هر جا روی خوش بینم رخ او یاد میآید
۲
تو برگ گل به این نازکدلیها، چون روا داری!که آید از دلت کاری که از فولاد میآید
۳
نباشد حسرت شیرین لبان را چاره جز مردنبه گوشم این صدا از تیشة فرهاد میآید
۴
کدامین غنچه را امشب دگر بند قبا بازستکه خوش بوی گل از تحریک موج باد میآید
صفحهٔ ۱ از ۲