شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشدصراحی در بغل جام میش در آستین باشد
۲
ز دستت هر چه می‌آمد به ارباب وفا کردینکردی هیچ تقصیری وفاداری همین باشد
۳
رقیبا می‌دهی بیمم که دارد قصد خون ریزیتازین بهتر چه خواهد بود یا رب اینچنین باشد
۴
کجا گفتن توان شرح غم محمل نشین خوداگر همچون جرس ما را زبان آهنین باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth