خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در سر از داغ توام هر لحظه سودای دگردر دل ز سودای توام هر دم سویدای دگر
۲
گفتم مگر اندوه دل کم گردد از سودای توانگیخت هر سودای تو در سینه سودای دگر
۳
من این سویدای کثیف از دل به ناخن برکنمکز بهر مهر آن لطیف آرم سویدای دگر
۴
با این تن خاکی چه سان در خلوت جان جا کنم!تبدیل اعضا بایدم کردن به اعضای دگر
صفحهٔ ۱ از ۲