خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خجل شد از سرشکم خاطر افسردهٔ اخگرگل اشکم کجا و غنچهٔ پژمردهٔ اخگر
۲
من آن دل زندهٔ عشقم که با این تیره روزیهاکند خاکسترم روشن چراغ مردهٔ اخگر
۳
اثر جوید ز آه سر من برچیدهٔ آتشگرو بازد به اشک گرم من افشردهٔ اخگر
۴
لباس خودنمایی شعله از بالای خس داردنمیپوشد کفن جز از تن خود مردهٔ اخگر
صفحهٔ ۱ از ۲