شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۴۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگردید آشنای می لب از خویشتن مستشدل پیمانه خون شد ز انتظار بوسة دستش
۲
به ناخن تازه دارم زخم تیرش را که می‌خواهمدر ایّام جدایی یادگاری باشد از شستش
۳
پریشان کردن دل چون صبا آواره‌ام داردکمند طرّه‌ای کو، تا کند یک باره پا بستش
۴
نه تنها می پرستانند از زاهد دل آزردهدل تسبیح هم سوراخ سوراخست از دستش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth