شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۴۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمعبس که می‌سوزد در آتش رشتة جانم چو شمع
۲
چون چنار از خو برآرم آتش و سوزم تمامآتش از کس عاریت کردن نمی‌دانم چو شمع
۳
در من از اعجاز عشقت جمع شد شادی و غمدر لباس گریه عمری شد که خندانم چو شمع
۴
بس که گرم گریه گشتم در شب هجران تودر گرفت از اشک من هر تار مژگانم چو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth